سپتامبر ٢٠١٧

   

     

نگاه هفته: مجموعه اخبار و گزارشات هفته در شهرهای کردستان

 

 نسان نودینیان

 

حکومت اسلامی و میلیتاریزم شهرهای کردستان

با گرم شدن فضای برگزاری "رفرانددوم" در کردستان عراق حکومت اسلامی شهرهای کردستان ایران را میلیتاریزه کرده است!

فضای شهرهای سنندج، مهاباد، اشنویه و بانه همزمان با برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان میلیتاریزه شد.  نیروهای امنیتی با استقرار در سطح شهرهای کردستان می‌خواهند مانع جشن و شادی مردم  در کردستان ایران برای همه‌پرسی استقلال شوند.

در چند روز گذشته  جنگنده‌های نظامی حکومت اسلامی بر فراز آسمان شهرهای پیرانشهر، سردشت و بانه درحال پرواز می‌باشند. طی چند روز اخیر، سپاه پاسداران بصورت گسترده اقدام به اعزام نیرو و سلاح‌های سنگین به شهرهای کردستان کرده است. از دوم مهرماه نیز، توپخانه‌های سپاه پاسداران مناطق مرزی در  اقلیم کردستان را توپ باران کردند. در این توپ باران، خسارت چشمگیری به محیط زیست مناطق "سیدکان، حاجی عمران و بالکایتی" وارد شده است.

 

ادامه جنایت نیروهای امنیتی علیه کولبران

یکم مهرماه، خضر مام قادر با  شلیک مستقیم نیروهای نظامی زخمی شد.

پنج‌شنبه سی‌ام شهریورماه، "فرزاد قادری"  کولبر اهل روستای "نیسانه" از توابع نوسود در منطقه اورامان مورد تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفت و از ناحیه پا به شدت زخمی گردید.

 

كودكان كار و خيابان:

بهنام ابراهیم زاده آزاد شد. برج و باروی زندان در برابر اراده توده ای تاب مقاومت ندارد

هنوز زمانی بسیار اندک از بازداشت بهنام ابراهیم زاده عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و فعال حقوق کودک، واله زمانی عضو هیئت مدیره سندیکای نقاشان البرز و پیمان سالمی فعال اجتماعی که در حمایت از زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذای زندان گوهردشت کرج به همراه خانواده های آنان تجمع کرده بودند، نگذشته بود که با وجود اعتراضات وسیع کارگران در کارخانه ها و سطح خیابانها و دفاعیات و حمایتهای داخلی و بین المللی از فعالین کارگری، معلمی، سیاسی و اجتماعی اعتصابی دربند، که خود طوفان براه انداخته است، اعتراضات به بازداشت این سه فعال کارگری و اجتماعی و خواست آزادی فوری آنها، سهمگینی طوفان براه افتاده بر سر آمرین و عاملین بازداشت و زندانی کردن و اعمال فشار برفعالین زندانی را شدت بخشید.

در چنین شرایطی است که نگهداری بهنام ابراهیم زاده بیشتر از این در زندان، به صرفه نبوده و ناچار به آزادی او می گردند. آزادی بهنام ابراهیم زاده برای خانواده او مخصوصا پسرش نیما از لحظات شادی بخش و هیجان آفرین بود. ما به نیما که بسیار دلتنگ و نگران پدر مبارزش بود و به خانواده مقاومش، آزادی بهنام را تبریک می گوئیم.

اما در همین حال واله زمانی و ده ها فعال کارگری، معلمی، سیاسی و اجتماعی دیگر در بدترین شرایط، در حالیکه تعدادی هنوز در اعتصاب غذا بسر می برند، در زندان هستند. آزادی هر یک از آنها در گرو توسعه و تعمیق مبارزات ما کارگران، معلمان و همه انسانهای حق طلب و آزادیخواه است. ‌

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

 

چرا نمیگذارند پدر در کنارمان باشد؟

متن نامه نیما ابراهیم زاده برای دستگیری پدرش درجلوی زندان رجایی شهر

تنها صدوسی وپنج روز پدر در کنارمان بود واز آزادی شان سپری شده بود که در روز ۲۲شهریور جاری وقتی در حمایت از همبندیان سابقش جلو زندان رجایی شهر رفت بعد از کلی تعقیب وگریز در داخل شهر وخیابانهای کرج دستگیرش کردند. پدرم بهنام در طول این صدوسی وپنج روز اگر بگویم یک روزش هم برای خانواده نبود دروغ نیست او تمام ذهن وفکرش وکار فعالیت بود و در دفاع از کودکان کار وخیابان وکارگران وزندانیان سیاسی وعقیدتی وسر زدن به خانواده های زندانیان وحمایتهای اشکار ونهانش از فعالیتهای انسانی تا حضور در تمامی اکسیونها واعتراض های داخل کشور لحظه ای کوتاهی و دریغ نکرد. او را گرفتند وبه مکان نامعلومی بردند

تا وقتي از کسی ‌حمایت ميكند دیگر صدایش شنیده نشود! امروز نزدیک به ده روز است پدر در کنارمان نیست رسانه ها وبعضی از تشکلها تنها و تنها صدای بعضی از زندانیان هستند وبس. انگار نه انگار پدر من و دوستان همراهش به زندان افتاده اند انگار نه انگار بعد از هشت سال حبس بار دیگر او را به زندان انداختند و من در این روزهای بیماری به حضورش به نگاه مهربانانه اش دست های نوازشگرش نیاز دارم چرا باید حتی از نوشتن درباره پدر من هم بعضی ها بترسند مگر او ترس وبزدلی رامیشناخت وگزینشی از زندانیان وافراد دفاع میکرد؟ پدرم بهنام با تمام توان با تمام قدرت بدون هیچ ترس و نگرانی از حق و حقوق همه انسانهای آزاده دفاع میکرد. از همگان با هر گرایش فکری و عقیده و مرامی در دفاع از آنان می نوشت و می گفت. اگر امروز بود حتما در مورد جمع اوری کودکان کار وضرب و شتم کارگران و این همه بیحقوقی می نوشت ومی گفت واعتراض میکرد. من نیما بخاطر اینکه این روزها سخت به حضور پدرم نیاز دارم از همگان میخواهم که بدون سانسور و تبعیض و کینه صدای پدر و همه زندانیان باشید .

نیما ابراهیم زاده

 

ایسکرا  ۹۰۳